بررسي متون متعدد و معتبر نشان مي دهد كه اولين و قديمي ترين مفهوم عبارت حاكميت شركتي، از واژه لاتين Gubenare به معناي هدايت كردن، گرفته شده است كه معمولاً درمورد هدايت كشتي به كار مي رود و دلالت بر اين دارد كه اولين تعريف حاكميت شركتي، بيشتر بر راهبري تمركز دارد تا كنترل. تعريف هاي مختلفي از حاكميت شركتي وجود دارد، از تعريف هاي محدود و متمركز بر شركت ها و سهامداران آن ها گرفته تا تعريف هاي جامع و در برگيرنده پاسخ گويي شركت ها درقبال گروه كثيري از سهامداران، افراد يا ذينفعان. بررسي ادبيات موجود نشان مي دهد كه هيچ تعريف مورد توافقي در مورد حاكميت شركتي وجود ندارد. تفاوت هاي چشم گيري در تعريف بر اساس كشور مورد نظر وجود دارد. حتي در آمريكا يا انگلستان نيز رسيدن به تعريف واحد كار چندان آساني نيست (جلالي، 1387، 4).
فدراسيون بينالمللي حسابداران درسال2004، حاكميت شركتي را چنين تعريف كرده است: «حاكميت شركتي عبارت از مسئوليت ها و شيوه هاي به كار برده شده توسط هيئت مديره و مديران مؤظف با هدف مشخص كردن مسير راهبردي است كه تضمين كننده دستيابي به هدف ها، كنترل ريسك ها و مصرف مسئولانه منابع است» (حساس يگانه، 1385، 33).
سازمان همكاري وتوسعه اقتصادي درسال1998، حاكميت شركتي را چنين بيان كرد: «حاكميت شركتي، سيستمي است كه به وسيله آن شركت هاي تجاري، كنترل وهدايت شوند.ساختار حاكميت شركتي، تقسيم حقوق ومسئوليت ها رادربين اعضاي هيئت مديره، مديران، سهامداران وساير ذينفعان مشخص مي كند. همچنين قوانين ورويه هاي تصميم گيري درخصوص امورشركت راباصراحتبيان ميكند. با تحقق اين امر، حاكميت شركتي ساختاري را ارائه مي كند كه از طريق آن، اهداف شركت، ابزارهاي دستيابي به آن اهداف و نظارت بر عملكرد، تعيين مي شود» (1999OECD,).
حاكميت شركتي عبارتست از فرايند نظارت و كنترل براي تضمين آن كه مدير شركت مطابق با منافع سهامداران عمل مي كند (حساس يگانه، 1384).
حاكميت شركتي را مي توان مجموعه قوانين، مقررات، نهادها و روش هايي تعريف كرد كه تعيين مي كند شركت ها چگونه و به نفع چه كساني اداره مي شوند (حساس يگانه، 1384)
حاكميت شركتي شيوهاي براي هدايت و اداره فعاليت هاي شركت توسط هيئت مديره و مديريت ارشد است (شرکت بورس اوراق بهادار تهران، 1386، 2).
اساسيترين ركن بحث حاكميت شركتي، اطمينان يافتن از اعمال حاكميت صحيح سهامداران بر اداره شركت است.باوجود اين،وجود حالاتي خاص سبب مي گرددكه اعمال اين حاكميت مخصوصاً براي سهامداران خرد با موانعي روبرو شود .ازاين رو يكي ازمسائل مهم در حاكميت شركتي،آگاهي ازساختار مالكيت وتركيب هيئت مديره مي باشد تا با استفاده ازآن ها بتوان استراتژي هاي لازم در استقرار حاكميت شركتي را تدوين نمود.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
برچسب:
نویسنده: سجا