2-3 شكل گيري مفهوم عدم تقارن اطلاعاتي
در دهه 1970 ميلادي سه دانشمند به نام های مايكل اسپنس، جرج اكرلوف و جوزف استيليتز[1] (برندگان جايزه نوبل اقتصاد در سال 2001) در زمينه اقتصاد اطلاعات، نظريه اي را پايه گذاري كردند كه به نظريه عدم تقارن اطلاعاتي موسوم شد. در آن زمان محافل مالي و اقتصادي دنيا همواره سؤال هایی به شرح ذيل مطرح بود:
مسئله اطلاعات نامتقارن در جايي اتفاق می افتد كه يك فرد اطلاعاتي در ارتباط با رويداد هاي اقتصادي داشته باشد و فرد يا افراد ديگر فاقد آن باشند. تا كنون ما تصور مي رديم كه كيفيت كالاهاي مورد معامله هميشه براي همه طرف های مشاركت كننده در يك معامله مشخص است.
مثال های بي شماري وجود دارد كه اين فرض و تصور درست نيست. معمولاً يك طرف معامله نسبت به طرف ديگر اطلاعات بيشتري در اختيار دارد. با توجه به اينكه ميزان اطلاعاتي كه در اختيار يك طرف معامله قرار دارد، توسط دادگاه يا ساير مراجع قابل تشخيص نيست بنابراين نمی توان براي برابري نمودن اطلاعات قرارداد تنظيم نمود.
برندگان جايزه نوبل، پاسخ مشتركي براي سؤالات مطرح شده ارائه دادند و با استفاده از فرضيه واقع بینانه عدم تقارن اطلاعاتي به بسط نظريه خود پرداختند و براي سؤالات فوق پاسخ هایی به شرح ذيل ارائه نمودند:
به طور مشخص، اكرلوف نشان داد كه عدم تقارن اطلاعاتي می تواند موجب افزايش گزينش مغاير در بازارها شود كه اين امر قبل از وقوع معامله براي افراد به وجود می آید. اسپنس خاطر نشان كرد كه در شرايط خاص، واسطه هاي مطلع می توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه هاي كم اطلاع، درآمد بازار خود را بيشتر كنند. به اين ترتيب مدير شركت با صرف مخارج اضافي براي ماليات سود سهام، خبر از بالا بردن سود می دهد.
مقاله اكرلوف[2] (1970) با عنوان «بازار نابسامان» اولين تحليل رسمي از بازارهایی را كه با مشكل گزينش مغاير رو به رويند، معرفي می نماید. اكرلوف نوعي بازار را به تصوير می کشد كه در آن به اصطلاح رايج، فروشنده نسبت به خريدار اطلاعات بيشتري را در اختيار دارد. البته حسابداران براي كاهش مشكل گزينش مغاير، سياست افشاي كامل را پذیرفته اند تا ميزان اطلاعات در اختيار عموم افزايش يابد.
شرکت هایی كه بر اساس اطلاعات نهايي از سودآوري بالاي خود مطلع می باشند، سود سهام پرداخت می کنند و بازار آن را علامتي براي خبر خوب تلقي می کند و قيمت بالاتري براي سهام آن شركت قائل می شود؛ و از اين طريق با بالا رفتن قيمت سهام ماليات پرداختي بر روي سود سهام را جبران می کنند (جلیلی، 1387، 208).
[1] Akerlof, Spence & Stiglitz
[2] Akerlof

برچسب:
نویسنده: سجا